محمد معصوم البكري ( نامى )

95

تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )

رود كه ميان او و خاقان منصور ملاقات واقع نشود ، تا ديگر بار نيران فتنه و آشوب كارزار اشتعال و التهاب نيابد . شاهزاده مصلحت وقت در انجاح اين ملتمس دانسته ، از پل مالان به پل سالار شتافت و از انجا عنان عزيمت به طرف آب مرغاب تافت . ذكر تفويض سلطنت ( a 67 . f ) بلخ به بديع الزمان ميرزا و مراجعت نمودن امير ذو النون ارغون و ولد ارشد او شاه بيگ چون بديع الزمان ميرزا از ظاهر بلدهء هرات كوچ كرده بكنار آب مرغاب شتافت ، تمامئ لشكر بادغيس و ججكتو در ظل رايت فتح آيت ميرزا مجتمع گشتند ؛ و شاه بيگ نيز از قندهار بملازمت رسيده ، در اردوى عالى جمعيتى عظيم دست داد . و پرنده بيگ بخشى كه از قبل خاقان منصور در قلعهء مرو حاكم بود از تسليم حصار ابا كرده . شاه بيگ روى به تسخير آن قلعه آورد . سپاه تكدر و هزاره و ساير لشكر هجوم عام كرده دست به تير و كمان بردند و بقدم جلادت و مردانگى متوجه آن حصن گرديدند . و امير پرنده بخشى از صباح تا نيم روز بمدافعه مشغولى نموده « 1 » بالآخرة از مقاومت عاجز گشت و شاه بيگ حصار مرو را مسخر گردانيد و امير پرنده را گردن بسته نزد بديع الزمان ميرزا فرستاد . و آن حضرت جريمهء او را عفو فرموده باطلاقش فرمان داد . و خاقان منصور در بلدهء هرات از وفور و كثرت سپاه و استعداد جنود فرزند وقوف يافته بغايت مضطرب شد ، زيرا كه در آنولا سپاه از يورش استرآباد ( b 67 . f ) مراجعت نموده بودند ، و اسبان ايشان بغايت لاغر و ناتوان بود و نمىتوانستند كه بى آنكه چند گاهى آسايش نمايند ، مرتكب سفر ديگر گشته با بديع الزمان ميرزا و مير ذو النون ابواب مقابله و مقاتله بگشايند . لاجرم خاقان منصور

--> ( 1 ) م : مشغول بوده